أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 7

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

1 - اينكه گفته : « در اينكه اين تفسير راجع به تمام قرآن است اين بنده با تفحّص زياد دليلى كه قاطع باشد نيافته‌ام » . جوابش اين است كه دليل قاطع اين امر تصريحات علماى اعلام و وجود نسخ كثيرهء اين تفسير است كه در بلاد عالم اعمّ از مساكن اهل اسلام و غير ايشان موجود است . توضيح اين مطلب آنكه بعد از تصريح مثل صاحب رياض العلما به اين كه وى تمام دورهء اين تفسير را ديده است و تصريح او به اين كه « مجلّداته كلّها موجودة فى الخزانة الرضويّة » ديگر جاى چون و چرا و توقّف و تردّد براى كسى باقى نمىماند و عدم اطّلاع صاحب كلام و همچنين مرحوم ميرزا محمّد عليخان تربيت بر وجود نسخى كه در تمام مجلّدات آن تصريح بنام « جلاء الاذهان » شده باشد دليل بر نبودن آن نميباشد چنان كه معروف است و در حكم مثل سائر شده كه « عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود » پس اگر ايشان نسخهء ديگرى بجز آن چند نسخه كه معرّفى كرده‌اند نديده‌اند ديگران نسخ بسيارى از اين كتاب ( به تمام دوره ) ديده‌اند و الحمد للّه نظر بكثرت نسخ اين تفسير حاجت بمعرّفى يك كتابخانه يا يك شهر نيستيم كه واجد آن باشد زيرا در هر كتابخانهء مهمّ بلكه در هر شهرى از شهرهاى ايران چند دوره يا لااقلّ يك دوره دو دوره يا لااقلّ يك جلد و دو جلد از اين تفسير شريف هست و در هيچ يكى از نسخ بسيار اين تفسير كه تا كنون به نظر نگارنده رسيده است هيچگونه تردّدى و ابداء احتمالى و القاء شبههء نسبت به اين كه مؤلّف نصف اوّل تفسير كسى بوده است و مؤلّف نيمهء دوّم آن كسى ديگر ، به نظر نرسيده است فراجع إن شئت . 2 - اينكه نسبت بتأييد مدّعاى خود گفته : « طرز آنها مختلف و جدا و با دقّت كامل امتياز آنها به خوبى آشكار مىشود » اشتباه محض و توهّم صرف است زيرا بعد از امعان نظر و دقّت كافى فرقى ما بين دو جلد اوّل اين تفسير كه نيمهء اوّل آنست و دو جلد اخير آن كه نيمهء دوّم آنست از جهت سبك و اسلوب ديده نميشود مگر همان فرقى كه در تمام تفاسير ديده مىشود توضيح آنكه همه ميدانيم كه مفسّران در اوائل تفاسير مطالب بسيارى كه ذكر آنها را لازم ميدانند مىنگارند و در مجلّدات اخير كه